واقعاً نمی‏دونم چه سری توی صدات داری که با 21 ثانیه از شنیدن‏ش...  امیدوارم امشب رو همون‏جوری بگذرونیم که دلم می‏خواست تو یکی از این روزا بگذرونیم!

پ.ن: امشب موقتاً آخرین شبی‏ه که خونه‏ی خودمونم. که راحت می‏تونم موقع خواب بالش‏م رو بغل کنم ُ تا صبح ولش نکنم... آخرین شبی که می‏تونم تا هر وقت که دلم می‏خواد بیدار بمونم... فردا شب تو راه... تو فرودگاه... خدافسی با بابام... باورم نمی‏شه یک ماه نمی‏تونم بابام رو ببینم! ای کاش باهامون میومدی بابا... جات، خیلی خالی‏ه...